خرید بک لینک

امیر زندی فر

بورا نینوا دی زینب، بو مکان نواسیز اولماز
آدی کربلا اولان یئر، بیلیرهم بلاسیز اولماز

بو زمین پاکه قانیم وئرمر آیری بیر اثرلر

سورا قانلی تُربَتیمدن گول آرزو دره¬لر

اوپوب ال به ال جاهاندا، اونو تُحفه گوندره¬لر

اولا هر مریضه قیسمت، مرض شفاسیز اولماز

من اوزوم خلیل عشقم، بورادور مینای عشقیم

او فرات زَمزَمیمدیر، بو مکان صفای عشقیم

خدایا جهان پادشاهی توراست
زما خدمت آید خدایی تو راست
پناه بلندی و پستی تویی
همه نیستند آنچه هستی تویی

جان را به حسین فدیه می باید کرد
تقدیم به دوست فدیه می باید کرد
فرمورد رضا که گریه بر هرچه کنیم
بر مثل حسین گریه می باید کرد

به عاشقان بگویید خود ساخته بشوند نه دل باخته
عاشق کمال معشوق بشوند نه جمالش
که جمال به مویی بند است و کمال به خداوند

در انتظار تو یارا نشسته ام که بیایی
دل از علاقه ی دنیا گسسته ام که بیایی
تو ای امید رهایی تو ای نهایت پرواز
به کنج این قفس اینک نشسته ام که بیایی
در این سکوت غم افزا پرم ز شهوت پرواز
به دل سکوت جهان را شکسته ام که بیایی

می آید از ره مردی سواره
بر مرکب عشق چون ماه پاره
می آید از ره بوی گل یاس
در چشم و ابرو مانند عباس
می از ره با گریه هر شب
می آید از ره هر روز و هر شب
با گریه گوید سالار زینب

بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین ، گل های یاد کسی را پرپر نمی کنم
من
مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم
از باورمان دور است فرسنگ ها ، مرگ عزیزی که تنها عزیز ما نبود
اما چه می توان کرد بر آنچه تقدیر الهی است ، جز صبوری و صبوری

برچسب: باسم,کربلایی, نویسنده: مهسا نوروزی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:36

صفحه بندی